تبليغاتX
عاشقانه ها
دل نوشته ها

 انتظار بی پایان

 پیمان بسته بودی

که تنهایم نگذاری

اما رفتی

ای یار مهربان

اولین دیدارمان چه خوب بود

و چه زود گذشت

اینک بهار آمد اما

باز تنهایم

درد دلم را به مرغی عاشق گفتم

شاید پیدایت کند

مانند شمع سوختم و ساختم

اما هنوز پیدایت نکردم

" منصوره ابراهیمی "

شمع

 

  گمشده

نمی دانم , با چه واژه ای تو را صدا کنم . با چه صدایی تو را بخوانم .

من در سکوت تیره ی شب , دنبال واژه ی روشنی هستم

که سال هاست آن را از یاد برده ام .

می خواهم قلبم را به تسخیر محبت بدهم .

می گویند تنها آن زمان است که واژه ی عشق در دل شعله ور می شود .

" آتنا شهریاری "

قلب تسخیر شده

 

 آخرین نگاه

آخرین نگاهت را وقتی غریبانه می رفتی قاب نگاه بارانی ام کردم

و جاده , این تنها همسفر ظلماتی تو را تا ابد نفرین کردم و

عشق را آه کشیدم .

بعد از تو گریه , این همدم بی منت هنوز با من بی وقفه همدردی می کند .

بعد از آخرین نگاهت خاطراتمان هر روز از مقابل چشمانم عبور می کند .

باور کن هنوز به یاد آخرین نگاهت , تنهایی ام را گریه می کنم .

" کنار کوهی "

آخرین نگاه

 

 شادی یا غم

چقدر شگفت است , غریب لحظه ای که کودکی چشم به جهان می گشاید

و مادری چشم از آن فرو می بندد .

این لحظه را چگونه می توان تعبیر کرد ؟

شادی است یا غم ؟

جشن است یا ماتم ؟

اشکی که در چشم حلقه می زند اشک شوق است یا سرشک اندوه ؟

این را چه کسی می داند ؟

" هاله جهانگیری "

اشک

 

 گوشه ی چشم

آرزوهایم ساده اند و صمیمی .

به سادگی دل پاک کبوتران .

به صمیمیت نگاهی که در میان چشمان دو عاشق پرواز می کند .

آرزوهایم به رنگ نگاه عاشقانه ی توست .

از تو جز گوشه چشمی نمی خواهم .

گوشه ای تا نگاه پرپر شده ی دل عاشقم را در آن جای بدهم .

" . . . "

گوشه چشم

نوشته شده توسط محکوم به مرگ ( حامد ) در شنبه چهارم خرداد 1387 ساعت 0:9 | لینک ثابت |