
من که در خواب توام از خواب بیدارم مکن
مست و مدهوش توام بیهوده هوشیارم مکن
من که افسون توام ای یار , آزارم مکن
پیش چشم ناکسان افسرده و خوارم مکن
هر چه خواهی بگو از جدایی ها مگو
هر چه خواهی بگو از جدایی ها مگو
. . .
![]()
خدا
چرا دل منو شکستن ؟

چرا دستای عشقمو به زندگی نبستن ؟
دارم می سوزم

چرا رها کردی میان راهم ؟

می خوام بمیرم ولی بی گناهم

دارم می سوزم دارم می سوزم
بگذار بسوزم
