
چند سال پیش دوازدهم مهر ماه به دنیا اومدم !
تولد تولد تولدم مبارک
مبارک مبارک تولدم مبارک
نمی خوام شمع ها رو فوت کنم
چون نمی خوام صد سال زنده باشم
* * *
یعنی تولدمه ؟!
دیدم هیچ کس ( البته به غیر از . . . ) یادش نیست خودم به خودم تبریک گفتم
کسانی که واسشون مهم بود
همه شاید یه جوری مرده بودن

یک روز پائیزی
اشکی چکید بر زمین
اشکی از چشمانی کوچک
صبح تمام شد و آن روز بود
که برای اولین بار صبحی می دیدم
هر چند تصویری نیست
حال سال ها گذشته
و سالی بر سال های زندگی ام افزوده می شود
می شنوم از همه سو می گویند :
تولدت مبارک